خرید بک لینک

خودشناسی چیست؟

در یک جمله خودشناسی یعنی آگاهی داشتن به تمام کاراکترهای شخصیتی که شامل احساسات، نحوه تفکر، باورها، اعمال و… است. در خودشناسی آگاهی لحظه به لحظه به رفتار و افکار خود دارید. خودشناسی یعنی پی بردن به توانایی های درونی (رگه های طلا) و تبدیل شدن به بهترین نسخه خود در دنیا.

افراد زیادی را دیده اید که در میانسالی یا دوران بازنشستگی از زندگی خود راضی نیستند و می گویند اگر ده سال به عقب باز می گشتم، فلان کار را می کردم ولی حیف که هیچگاه نمی توان به آن دوران بازگشت. در این میان افرادی که خود را بهتر میشناسند، میتوانند رضایت بیشتری از زندگی داشته باشند.

 

خود شناسی

 

روش های خود شناسی و شخصیت شناسی

1. آگاهی از صفات شخصیتی

سبک شخصیتی به این اشاره دارد که افراد چه گونه فکر می کنند، چه احساساتی دارند و چه گونه رفتار می کنند؟ شخصیت منحصربه فرد اشخاص از طریق صفات دائمی و الگوهایِ پاسخِ مشخصِ تفکر، احساس و رفتار آنان بروز می یابد. بر اساس ویژگی های ذاتی افراد، ممکن است برخی از مشاغل، حرفه ها، محیط های کاری و فرهنگ های شرکتی، برای آنان مناسب تر از سایرین باشند. نمونه هایی از خصوصیات شخصیتی متفاوت افراد عبارت اند از: سلطه گری سلطه پذیری،  معاشرت کناره گیری،  حسابگر خودافشاگر،  خودپسند متکی به دیگران و....

می توانید برای آگاهی از شخصیت خود، از تست کتل استفاده کنید.

2. شناخت استعدادها

استعدادها نقاط قوت فرد و مجموعه ای از توانایی های طبیعی و سنجیده شده ی عینی هستند که پتانسیل شخص را برای به دست آوردن مهارت های لازم جهت انجام شایسته ی کارهای مختلف نشان می دهند. به طور کلی، استعدادهای افراد تا حدود ۱۴سالگی تثبیت می شوند و در طول عمر او به نسبت پایدار می مانند. دست یابی به درک صحیحی از استعدادهای ذاتی خود، درمورد انواع کارها و محیط های یادگیری یا عمل کردی، که به موفقیت شغلی و رضایت شغلی منجر می شوند، بینش درستی را ارائه می دهد. بنابراین، درک استعدادها و توانایی ها می تواند شما را به خودشناسی برساند و برای مشاغلی آماده کند که بیش ترین پتانسیل موفقیت را در آن ها دارید. در این شرایط، مسیر شغلی مناسبی را انتخاب می کنید که با تحصیل و گذراندن آموزش های ضروری، بالاترین سطح مهارت های موردنیاز برای آن را کسب می کنید. تست استرانگ در این زمینه می تواند کمک کننده باشد.

3. شناخت نقاط ضعف

معمولا از انجام کدام وظایف سرباز می زنید زیرا احساس می کنید که اعتماد به نفس لازم را برای انجام آن ندارید؟ اطرافیان شما چه چیزهایی را نقطه ضعف شما می دانند؟ عادتهای منفی شما چیست؟ آیا ویژگیهای شخصیتی خاصی دارید که شما را عقب نگه می دارد؟ نقاط ضعف خود را نیز مانند نقاط قوت از دید خود و از دید اطرافیان خود بررسی و شناسایی کنید. واقع گرا باشید. بهتر است که هر چه زودتر با واقعیتهای ناخوشایند مواجه شوید. همانطور که لازم است سبک شخصیت خود را بشناسید، آگاه شدن به نقاط ضعف، قدم مهم و اساسی ای در خودشناسی و تغییر است. بعضی تستهای شخصیت مثل تست میلون، نقاط ضعف و آسیبهای شخصیت را به خوبی نشان می دهند.

 

تست MCMI

4. آگاهی از ارزش ها

برای پی بردن به ارزش هایتان از خودتان بپرسید که «چه چیزهایی برایم مهم هستند؟» در واقع، ارزش ها معیارهایی هستند که به وسیله ی آن ها چیزها و فعالیت هایی را می سنجید که در زندگی شخصی و کاری برایتان مهم ترین هستند. ارزش ها به عنوان قطب نمایی عمل می کنند که هنگام تعیین اولویت ها و تصمیم گیری، فرد را روی آن چه به واقع برایش مهم است، متمرکز می کنند. درنتیجه، هنگامی که کارهایی مطابق با ارزش هایتان انجام دهید و رفتاری متناسب با ارزش های خود داشته باشید، زندگی برایتان رضایت بخش خواهد بود.

فواید خودشناسی

1. افزایش میزان شادی و رضایت از زندگی

اگر به زندگی عرفا و دانشمندان بزرگ نگاه کنید، خواهید دید در هر شرایط از زندگی راضی هستند و مشکلات و مصائب را جزیی از سفر زندگی میدانند. فردی که بخودشناسی رسیده است، برای جبران حقارت های درونی دست به موفقیت های عجیب و دستاوردهای بزرگ نمی زند تا تایید دیگران را کسب کند، بلکه اگر هدفی در ذهن دارد، مطابق با نیازها و ارزش های فردی خود است. بخشی از غصه های ما در زندگی ناشی از عدم شناخت خود و مقایسه زندگی خود با دیگران است.

2. تصمیم گیری بهتر در زندگی

هنگامی که فردی به صلح درونی برسد، به طبع آن تصمیمات سنجیده و دقیقی می گیرد که در آینده دچار سرزنش نخواهد شد. هنگامی که خودتان را بهتر بشناسید، در انتخاب های خود به دقت عمل می کنید. بطور مثال شاید فردی تصمیم بگیرد یک ماشین لوکس داشته باشد و یا در یک رشته تحصیلی عالی به مدارج بالا برسد اما در پس زمینه ذهن خود، هدفش از این کار دیده شدن و فخر فروشی باشد. اما فردی که در روند خودشناسی است، از قضاوت دیگران نمیترسد و عزت نفس بالایی دارد. او خودش را با هر شرایطی که هست دوست دارد و هیچگاه بخاطر خودنمایی یک هدف را انتخاب نمی کند.

3. تحمل فشارهای زندگی

افرادی که خود را بخوبی نمی شناسند، در اتفاقات و مشکلات زندگی و یا انتقاد دیگران بسیار ناراحت و سرخورده میشونند. آنها هیچ انتقادی را نمی پذیرند و تلاش می کنند مشکلات و نقاط ضعف خود را بپوشانند. افرادی که خود را بخوبی شناخته اند، دیگران را نیز بخوبی درک می کنند و به آنها برچسب نمیزنند و سعی نمی کنند آنها را بی ارزش نشان دهند.

4. خود کنترلی

خود کنترلی یا خودآگاهی نیز یکی از نتایج خودشناسی است. فردی که خودش را خوب می شناسد، بر رفتارها و هیجانات خود تسلط بیشتری دارد و هیچگاه دچار تردید نمی شود. او ارزش های فردی خود را بخوبی می داند و بر اساس آنها دست به تصمیم می زند. همچنین در مواقعی که بسیار ناراحت و مضطرب هستند، دلیل آنرا بخوبی می فهمند. شاید در مواقعی برای شما پیش آمده که یک رفتاری را از خود بروز داده اید و پس از چند دقیقه از آن پیشمان شده اید. افرادی که بخوبی خود را می شناسند، می دانند در چه موقعیت هایی دچار خشم، اضطراب و ناراحتی میشوند و بدین شکل در آن شرایط قرار نمی گیرند و یا در معرض افراد نامناسب قرار نمی گیرند.

خود شناسی

سخن آخر در مورد شناخت شخصیت و خود

خودشناسی در تمامی مراحل زندگی می تواند نقش داشته باشد و تاثیرگذار است بسیاری از افراد گمان می کنند که خودشان را می شناسند در صورتی به خوبی شناخت کافی ندارند این دسته از افراد دارای شناخت کافی نسبت به علایق، احساسات و باورهای خود هستند در طی مسیر زندگی نیز آن ها می توانند چشم اندازی برای خود داشته باشند واقف بودن این افراد نسبت به ترس ها و هیجانی که دارند موجب می شود تا در مسیر زندگی مدیریت کافی داشته باشند. اما برای این شناخت باید علایق خود را بشناسید و گام به گام در این مسیر حرکت کنید ارزش های خود را بشناسید، اهداف تعیین کنید، به ویژگی شخصیتی، سبک زندگی و … آگاهی پیدا کنید. در این صورت می توانید به خودشناسی دست پیدا کنید.

 

برچسب: روانشناسی ,تست روانشناسی ,شخصیت شناسی ,تست شخصیت, نویسنده: یاسمن اکبرزاده تاريخ: دوشنبه 18 بهمن 1400 ساعت: 19:11

تئوری انتخاب چیست؟

به طور کلی تئوری انتخاب (Choice Theory)  توسط دکتر ویلیام گلاسر یکی از مطرح ترین روانشناسان قرن بیستم ارائه شده است. به طوری که وی را با نام این کتاب یعنی نظریه انتخاب می شناسند. می توان گفت هدف اصلی تئوری انتخاب این است که بدانیم تمام مسائلی که در زندگی تجربه می کنیم و به نحوی با آن سروکار داریم، نتیجه انتخاب های خود ما می باشد. در حقیقت هر عملی عکس العملی دارد و یا به بیانی دیگر انتخاب های ما موجب رویدادهایی خواهند بود که در زندگی ما رقم خورده است.

در این نظریه آنچه مشهود است، توجه به انتخاب هایی است که منشاء آن به خود فرد برمی گردد. هرچند که شاید انسان نقش بسزایی در اتفاقات زندگی خود نداشته باشد، اما صد درصد مسئولیت تجارب حاصل از این اتفاقات به عهده او خواهد بود و ناگزیر با آن روبرو خواهد شد.

مرکز درونی هر انسانی مملو از نیازهای مختلف و احساسات پایدار و زودگذر است که با تقویت این ناحیه می تواند به بهترین شکل ممکن در برابر چالش ها و رویدادهای مختلف عکس العمل منطقی داشته باشد و مسائل خود را حل کند. جایگاه علم روانشناسی در این مقوله با توجه به تعریف کنترل بیرونی براساس الگویی ذهنی مشخص تر بوده و می توان براساس آن درکی درست از نظریه انتخاب در طول  زندگی انسان دست یافت. دکتر ویلیام گلاسر نیز طبق این الگو، مدلی را طراحی کرد که آن را «نظریه انتخاب» نامید. اساس این مدل مرتبط به کلیه انتخاب ها و رفتارهای هر فردی است که توسط تحلیل های و نیازهای درونی او تمامی هیجانات و انگیزه های فرد آشکار می شود. با تست نیازهای گلاسر می توانید این نیازها را در خودتان شناسایی کنید؛ در ادامه مطلب در مورد این نیازها بحث خواهد شد. براساس تئوری انتخاب گلاسر، احساسات و رفتارهای بنیادین هر فرد نوعی عملکرد بر پایه تحلیل رفتاری او است که اهمیت توجه به نیازهای مختلف و جهت دادن یا برآورده نمودن آن را ملزم می داند. مبانی که در تئوری انتخاب بیان می شود این است که راهکار بسیاری از مشکلات انسان ها در اصلاح انتخاب ها و رفتارهای آنها نهفته است، نه در درمان هایی دارویی و شیمیایی که نه تنها جوابگو نخواهد بود؛ بلکه دوره درمان و حل مسائل را نیز به تأخیر خواهد رساند.

 

تئوری انتخاب چیست و چه کاربردی دارد؟

 

اصول ده گانه تئوری انتخاب

تئوری انتخاب را می توان چارچوبی کلی از تمامی عمل ها و احساسات درونی و بیرونی افراد تصور کرد که مسلماً دارای اساس و اصولی منطقی و حساب شده می باشند. این اصول منطقی جهت دهی درستی برنحوی عملکرد فرد و شرایط حاکم خواهد داشت. اصول ده گانه اساسی در نظریه انتخاب به شرح زیر می باشند، که عبارتند از:

۱) تنها کسی که ما می توانیم رفتارهایش را کنترل کنیم، خودمان هستیم.

۲) تنها چیزی که بین ما و دیگران رد و بدل می شود، اطلاعات است. اینکه با این اطلاعات چه کنیم و یا نسبت به آن چه برخوردی داشته باشیم، به خودمان بستگی دارد.

۳) ریشه تمام مشکلات روانشناختی در مشکلات رابطه است. یعنی مشکلات روانشناختی بلند مدت، از جنس «مشکلات در رابطه» هستند. دکتر ویلیام گلاسر اعتقاد دارند که انسان موجودی فیزیولوژیک است و نیازمند روابط سالم و مستحکم با اطرافیان است. چنانچه این نیاز نادیده انگاشته شود، منجر به مشکلات متعدد در زندگی وی می شود.

۴) مشکل رابطه ای، همواره بخشی از زندگی کنونی هر فردی است . در بیانی ساده تر می توان گفت، ما می توانیم از خیلی چیزها آزاد شویم؛ اما هرگز نمی توانیم بدون حداقل یک رابطه شخصی رضایت بخش ، شادمانه زندگی کنیم.

۵) رویدادهای دردناک گذشته، درآنچه امروز هستیم، نقش مهمی دارند. اتفاقات و حوادث دردآور اگر چه به مرور زمان کمرنگ می شوند، اما در برخی افراد احساسی همچنان قدرتمندانه تسلط دارد.

۶) هر فرد نیازمند پنج محرک اصلی ژنتیکی است که این پنج مورد شامل، نیاز به زنده ماندن، نیاز به عشق و تعلق خاطر، نیاز به قدرت، نیاز به آزادی و نیاز به تفریح است. این پنح محرک باید در طول زندگی هر فردی مورد توجه قرار بگیرد.

۷) زندگی انسان ها شامل دو دنیای کمی و کیفی است. دنیای کیفی بخشی از دنیای ما است که از مهمترین چیزهای که می دانیم و می شناسیم تشکیل شده است. به عنوان مثال، ما برای تامین نیازها باید یک یا چند تصویر یا اتفاق خوش آیند را وارد دنیای کیفی خود کنیم و آن را بهبود بخشیم.

۸) افراد به طور مدام از ابتدای تولد تا مرگ مشغول«رفتار کردن»هستند. این رفتارکردن در شکل کلی از چهار بخش جدایی ناپذیر نظیر عمل، فکر، احساس و فیزیولوژیک تشکیل شده است واساس عملکرد هر فرد می باشد.

۹) رفتارها همیشه باید در قالب فعل یا مصدر بیان شود. در بیانی ساده، به جای گفتن جمله، من افسرده شده ام یا دچار افسردگی هستم. بگوییم من انتخاب کرده ام افسرده باشم. من افسردگی می کنم. یا خودم را افسرده کرده ام. به این ترتیب قبول و پذیرش این رفتار برای فرد قابل تآمل خواهد بود و از طرفی نیز خود را مختار بر انتخاب خواهد دانست.

۱۰) بر اساس تئوری انتخاب، رفتار همیشه انتخابی است.و فرد انتخاب کننده رفتار می باشد. البته ما روی دو بخش فکر و عمل، قدرت انتخاب داریم. بنابراین کلیه اعمال فیزیولوژیکی و احساسی به عنوان تابعی از این انتخاب ها، تحت تاثیر قرارمی گیرند.

پنج نیاز اساسی

پنج نیاز اساسی انسان بر اساس تئوری انتخاب شامل این موارد است:

 

  • نیاز به بقا
  • نیاز به عشق و احساس تعلق و معنویت
  • نیاز به قدرت (موفقیت، ارزشمندی شخصی، شهرت)
  • نیاز به آزادی و خودمختاری
  • نیاز به تفریح

تئوری انتخاب چگونه به ما کمک می کند؟

 هنگامی که نیازهای خود را بشناسیم، می توانیم تشخیص دهیم وقتی احساس ناخشنودی و ناراحتی داریم کدام یک از نیازهایمان ارضا نشده و وقتی احساس خشنودی می کنیم کدام یک از نیازها ارضا شده است. افراد برای خودشناسی و شناخت اولویت های خود از این آزمون استفاده می کنند. تست نیازهای گلاسر به شما کمک می کند، نیازهای خود را شناسایی کنید و انتخاب های صحیح تری خواهید داشت. می توانید این تست را به صورت رایگان در جعبه ابزار ذهنی انجام دهید.

همچنین برای خود شناسی و شخصیت شناسی بیشتر و می توانید از پرسشنامه طرحواره یانگ در جعبه ابزار ذهنی استفاده کنید.

این آزمون برای چه افرادی مناسب است؟

  • افرادی که قصد خودشناسی و شناخت اولویت های خود را دارند.
  • افرادی که قصد ازدواج و انتخاب همسر و یا ورود به یک رابطه عاطفی عمیق و جدی دارند.
  • افرادی که قصد برنامه ریزی تحصیلی، کاری و دیگر امور زندگی خود را دارند.
  • این آزمون، برای تمام افراد نوجوان و بزرگسال جامعه (رده ی سنی ۱۳ سال و بالاتر از آن)، به صورت فردی و گروهی، قابل اجرا است.

برچسب: روانشناسی ,تست روانشناسی , شخصیت شناسی, نویسنده: یاسمن اکبرزاده تاريخ: دوشنبه 18 بهمن 1400 ساعت: 19:10

صفحه بندی